بهم ریختگیها ^_^

اگه بگم سرما خوردگی خر است باورش سخت نیست ...

به نامتعادل ترین حالت ممکن سرما خوردم شدید ^_^ اینجوریاااام ولی ...

اولین غیبت سال تحصیلی جدید فردا میباشد:') 

هم بخاطر سرما خوردگیم و هم بخاطر درسای عقب افتاده و هم بخاطر امتحان پسون فردا ها که باید خونده بشه ...

استرس امتحان ندارم اصلا قشنگ برنامه میریزم میشینم میخونم دیگه ^_^

امسالم با یه چشم بهم زدن تموم میشه سال دیگه این موقع ها من یا دانشجوی دانشگاه مشهدم یاهم تهران یاهم اصفهان یاهم رشت ^_^

حالا ببینم خدا چه میخواهد از من :')

میدونم سخته ۶ صبح بلند شدن با اوضاع من ولی باید بلند شم دیگه ...

نرفتم که بشینم بخونم :)

ادامه زندگی من کاش اونی بشه که خودم میخوام اونی بشه که بهش فکر میکنم...

انشاالله همون میشه ...


منبع این نوشته : منبع
یاهم ,بخاطر ,سرما

یکم برنامگی:)

وقتی دو روزه دلت برای درس خوندن نمیره نمیدکنی واقعا چیکار کنی وقتی برنامت ریخته بهم نمیدونی چیکار کنی مدام هی خودتو سرزنش میکنی مدام گریه و زاری ...

لعنت به این بی حالی ...

بقیه میگن تنبل ولی من که تنبل نیستم ولییی خیلیی تحت این هوای پاییزی قرار گرفتم !!!! امروز یه لعنت میزنم به این جو هوایی پا میشم دلم میزنم به دریا و یا علی میگم و یه یا خداییی ...

خیلی عقب افتادم ولیییی تمام تلاشم میکنم تا اخر دوهفته دیگه فصل 2 شیمی 1 رو ببندم و زیست فصل دو رو ببندم اینجور احساس بهتری دارم :)

من میتونم چرا نتونم فقط یکم عزم و جذمم رو بیشتر قوی کنم میتونم :))


منبع این نوشته : منبع

حس و حال

چرا گاهی وقتا حس پوچی میکنم و یه چیزی شبیه نابودی درونم جون میکنه گاهی سرش رو میزنم گاهی هم سر خورده میشم :/
واقعا چقدر نوشتن به آدم جون میده انگار داری به یکی حرفاتو میزنی و اون شخص ثانی که حرفاتو گوش میکنه اینقدرم درکت میکنه که حد نداره ...
همیشه اول مدرسه انرژی خاصی دارم انرژی که نمیشه به بقیه نشونش داد برعکس هر سال من خیلی تغییر کردم و دارم با کلی تغییرمیرم مدرسه دقیقا همونجوری که به خانم دکتر گفتم یکی دیگه قراره بره مدرسه نه اون دختر قبلی و با افسردگی درون الان یه پرستش پر انرژی میره :دی 
+از وقتی دایی مامان فوت شده یه حس بدی دارم نمیدونم چرا سر در گمم آخه ؟!


منبع این نوشته : منبع
انرژی ,مدرسه ,میکنه ,گاهی

این نییییز میگذرد...

گاهی وقتا باید از ی سری چیزا دور بود تا بفهمیش تا درکش کنی ؛ باید بخاطرش یکم سختی بکشی تا میسر بشه سخت نیست ولی خب دیگه نباید نق زد نباید حرف زد فقط سکوت و ادامه راه رو میری ...

گاهی وقتها هم باید زمان رو کم دید مثلا وقتی برای امتحان ترم میخونی میگی اخیش اخرش تموم میشه دیگه و نتیجه اش میاد و...

تو اون بازه همچیتو حذف میکنی یاهم اصلا سراغش نمیری من بین حذف و سراغش نرفتن موندم که کدوم رو انتخاب کنم ...

میدونم بمونه میرم سراغش نمونه نمیرم سراغش پس حذفش میکنم ...

ن وبلاگم منظورم برنامه های مجازی بود ...

میدونم باید یکم سختی بکشم باید یکم بی خوابی بکشم تا قدر این بیدار بدونه رو بدونم یکم سخت هست ولی خب آدمی زاد بطور روتین به یک چیز عادت میکنه چ بخواد چه نخواد ...

آخر هر هفته برنامه میریزم با اینکه فشرده است ولی خب متفاوت بگذره ...

باید ورزش رو توی برنامه هر روزم قرار بدم اینجوری حالم بهتر میشه قطعا هم همینجوره ...

همش به خط پایان فکر میکنم که وقتی همچی تموم شد با یه آخیش تموم شد میام خونه با یه انرژی دیگه همچیو جمع میزنم و تمیز میکنم دوش میگیرم و درمورد یه مسافرت با خانودم صحبت میکنم و میرم مشهد و یه خستگی حسابی از تنم در میکنم و بر میگردم شروع میکنم کتاب خوندن و رفتن کلاسای زبان فشرده و زبانم رو اوکی میکنم و میرم باشگاه خوش میگذرونم و خودمو امده میکنم برای مهر برای دانشگاه چه حس خوبی و عالی تر از این نمیشه ...

تصورشم قشنگه خیلیییی قشنگ اینقدر که وقتی میگیش و تصورش میکنی انگاری همین یه قدیمیته همین نزدیک نزدیکا همین اطراف میدونم زمان مثل برق و باد میگذره و من ثانیه ها بهش فکر میکنم ...

باید یه چیزی رو زیر پا گذاشت حتی که تونست به پله های محکم تری رسید ...


منبع این نوشته : منبع
میکنم ,سراغش ,برنامه ,همین ,میرم ,میدونم

گر نباشد سختی دنیا اسان نشود !

گاهی وقتا باید سکوت کرد و در سکوت محض به کارهات ادامه بدی بدون اینکه کسی ازت چیزی بدونه اینجوری با خودتم راحت تری و باری روی دوشت نیست و با خودت میگی من این کارها رو برای خودم انجام دادم ن برای بقیه یا شخص خاصی ...

امروز به این نتیجه رسیدم که به همه ادمها اهمیت ندم حتی اگه اون شخص دبیرم باشه (اشتباه نکنید بی اهمیتی با بی احترامی خیلییییی باهم فرق دارند ) شاید یک روز زمین بخورم دلیل نمیشه زمین خوردنم یعنی شکست کامل این یعنی محکمتر بلند شو حتی جوری که دیگه کسی نتونه زمینت هم بزنه ...

چقدر خوبه ادم جلوی یک عده ادمهایی قرار بگیره که میتونه شخصیتشون رو بهتر بفهمه و بهتر درک کنه که اینی که میبینید اونی نیست که بهش فکر میکنید میفهمی؟!

شاید یه عده از ادما دست به دست هم دادند تا زندگی یکی رو بهم بزنند ولییییی مهم اون شخصه که میتونه از یه بهم زدگی یه زندگی توپ بسازه و ازش به عنوان نردبان پرشها استفاده کنه ...



منبع این نوشته : منبع

موفقیت میسر میشود ...

وقتی یهو یه تصمیم ناگهانی میگیری که اجراش کنی هرچند توش ترس داری و نمیتونی چیکار کنی این خودش یه مشکل ولی وقتی براش کلی دلیل میاری و خودتو اون مشکل رو قانع میکنید خودش کلی ارزش داره ...

فردا تماما مدرسه و کلاس از 8صبح تا 9 شب ای یعنی درس خوندن واقعا ؟
نمیشه کاریش کرد باید این شرایط سخت رو ضربه فنیش کرد ...
شاید خیلی حرفا بشنوم خیلی متلکا بشنوم ولی خب دیگه ارزشش رو داره به اندازه خودش(:
از فردا وقتهای مردمونم زنده میکنیم ...
ببینم چه میکنیم ، مطمئنم موفق میشم ولی خب دیگه ...
اگه بتونم همین تایمهایی که بقیه ازش ناامیدن من امیدوارم باشم خودش دنیای ارزشه ...
دهن یکی رو هم که برا پر ادعایی همیشه بازه میبندیم
سکوت شب ارامش و این ارامش رو شب از خدا قرض گرفته ، شبتون پر از ارامش:) ♡

منبع این نوشته : منبع
خودش ,ارامش

گاهی آدمها در اون دنیا حواسشون هست ...

اگه بگم بعضی وقتا درسته عزیزترین آدمها دنیا رو ترک میکنند ولی از دور حواسشون بهت هست همینه دروغ نیست ...

قشنگ رفته بود به خانم دکتر گفته بود من بخاطر درس و دانشگام یه عده رو حذف کردم ، واقعیتش خیلی اولش ناراحت شدم ولی بعدش خوشحال شدم که دیگه زیر دسته کسی نیستم که بهم حسودی کنه که ناامیدم کنه که بگه تو نمیتونی تو ناتوانی در این کار ...

من با یکی بهتر و مفید تر از اونا اشنا شدم خیلیی بهتر سطح فرهنگ بالا تری برخوردار بودند حداقل نه مثل ایشون نمیدید چه کسی جلوش نشسته آخه هرچی زیر زبونش خوش میومد میگفت آخه مردک حسابی تو نمیبینی کی جلوت نشسته نمیگم اینقدر بالام ولی حداقل یه سوم شخصی در کار باشه خیلی بهتره ...

منو دیده خودشم بزرگ میگیره که یعنی انگاری از دماغ فیل افتاده پایین کسی نیس بش بگه به چیت مینازی نمیگم من همه چی تمومم ولی حداقل یاد گرفتم توی جامعه حتی تو بدترین حالتم خوب برخورد کنم ولی ایشون فقط مینازه که بگه من یه پرستارم اخه اونی که دکتره من باید دیگه چجور ببینمش ...

خانم دکتر حرف قشنگی زد گفت بابات حواسش بهت هست ...

واقعا راس گفت منم گفتم خدا جای حق نشسته و مطمئنم ناامید نمیشم و واقعیت رو به گوشش میرسونم ...

اگه اون دوتای دیگه رو به عنوان بهترینا قبول کرد در عوض منو پس زد منم کسانی  بهتر از اوشون رو برگزیدم این یعنی خدا و همه و همه با من هستند این یعنی نهایت تشکر و شکر از خداوند منان ♥


منبع این نوشته : منبع
یعنی ,نشسته ,حداقل ,خانم دکتر

حسهای خوب خوبک :')

وقتی یه کاسه پر از الوک :') میخوری و بعدش دلت میخواد بخوابی:')

فردا امتحان دارم !!ساعت آخر !!

میخوام بخوابم و صبح زود بیدار بشم مثلا 4 صبح !! واقعا چقدر ای روزا کار هس چقدر بدو بدو و چقدر نرسیدن و در انتها با تلاش بسیار رسیدن :دی

استرس ندارم میخوام بیخیال باشم بابا بقول خانم انصاری دنیا همش یه نیمچه اس با استرس و ترس و ای چیزا بزنیم خرابش کنیم که چه بشه مثلا :')

برم استراحت ...

امروز عجب حالی داشت بارون زد و ما ناگهانی با برو بچ مدرسه فلنگو بستیم و بجای سرویس با خط 11(پاهای مبارکمون) برگشتیم و چقدر لذت داشت خدایش:'))

حالا من برم شمام شب زود بخوابید :')


منبع این نوشته : منبع
چقدر

زمان ، زمان ساز !

وقتی همچی برای مدتها میریزه بهم عاملشم فقط خودتی دیگه از یه جایی سکوت میکنی میگی بذار سکوت کنم ببینم فکر بهتری به ذهنم نمیرسه ...

امروز یه استارت خوب دیگه رو میزنم یه استارت که خیلییییی اوکی تر باشه و قوی تر همیشه این قرار رو با خودم میذارم که هر هفته ام متفاوت تر از هفته پیشم باشه اینکه وقتی هفته ام رو به پایان میرسونم بگم خدایا شکر بخاطر آخر هفته عالی که تموم شد ...

همه چیز یکم زمان میخواد تا درست بشه و من یکم توی این زمان یکم عجولم که عجولیت ریشه در جایی دگر دارد ...

یه تصمیماتی داشتم تصمیماتی که برای خودم ترسیمش میکنم نچندان دوره و همش در نزدیکی خودم میبینمش و میگم چیزی نمونده بهش برسم سفت توی دستم مشتش کنم و بلند بگم گرفتمش گرفتمش خصوصا وقتی یه عده چشم ندارن ببینند که تو رسیدی به چیزی که میخواستی برسی ...

برای من هیچ چیز دور نیست همه چیز محقق شدنیه کافیه بخوای !! نخوای نمیشه بخوای میشه...

همیشه همه چیز اونی میشه که من میخوام چون تمام تلاشم رو براش میکمم.

وقتی دیگه نباید بهش فک کنی خیلی عالی میشه که بهش فکر نکنی یه روز بازم بهم برمیخوریم ولی مطمئنم اون روز موفقیتم رو میبینه 

همه این جهان سرای من است ...


منبع این نوشته : منبع
هفته ,زمان ,میشه

آدمی کلفت با روحی نازک

یه وقتایی باید یه چیزایی رو باید ندید ...

آخه نمیدونی واسه شخص ثانی نادیده گرفتن چقدر اذیت کننده است آخه :*)

یه عده وقتی نادیده بگیریشون دیگه بهتره از ذهنتم پاکشون کنی حتی برای لحظه ها حتی برای ساعت ها و در اخر میبینی برای همیشه از بین رفتن و بودنشون چیزی رو اضافه نمیکنه نبودنشونم اذیتتون نمیکنه ...

سه نفر هستند که باید برای همیشه فراموش بشند برای همیشه و تنها راه فراموشیشونم نادیده گرفتنشونه !!!! دقیقا همونجوری که نادیده گرفته میشی ...

تنها یه ماموریته تموم بشه تموم میشه میفهمی ؟ آره میفهمم ...

پس تلاشت رو بذار ارزشش رو داره خودتو دست کم نبین :*)

این روزای مهر حس و حال روزای ابان و رو میده هوا داره صدا میزنه پاییز سوزناک و خسته رو ولییی هنوز خبری از برگای پاییز نیست...


منبع این نوشته : منبع
نادیده ,برای همیشه